موسسه حقوقی دادآوران نستوه | خلع ید

14 /10 /1395
مدیر سایت
مقالات حقوقی
1081

خلع ید




دعوای خلع ید معمولاً در خصوص اموال غیرمنقول به کار می رود فلذا خواهان دعوا، مالک ملکی است که تقاضای خلع ید آن را دارد و به دلیل تصرف غیر قانونی دیگری قصد دارد خلع ید او را بگیرد، چرا که متصرف به نحو عدوان تصرف در مال وی نموده و از تخلیه خودداری می نماید ولی به طور کلی خلع ید را می توان یکی از موارد پر کاربرد در دعاوی مرتبط با اموال غیر منقول دانست، معمولاً دعوای خلع ید از دعاوی شایع درمراجع قضایی می باشد بدین دلیل که امکان دارد هر شخصی نسبت به تصرف دیگری نسبت به اموال خود مدعی بوده و تقاضای خلع ید وی را بنماید. برای حکم خلع ید می بایست به محاکم رجوع شود یعنی برای گرفتن خلع ید می بایست مراحل قانونی طی شود و هیچ فردی حق ندارد شخصاً و راساً بدون مراجعه به مراجع قضایی اقدام به خلع ید از اموال خود به هر دلیل نماید از این رو بر آن شدیم تا در خصوص خلع ید و تفاوت آن با موارد مشابه از جمله حکم تخلیه و نیز نحوه گرفتن حکم خلع ید و مرجع صالح به رسیدگی و صدور حکم خلع ید و موضوعات مرتبط با خلع ید در مقاله پیش رو که توسط وکیل پایه یک دادگستری از سوی گروه وکلای رسمی و در خصوص خلع ید به رشته تحریر در آمده است را به شما عزیزان تقدیم داریم. خلع ید چیست؟ چگونه خلع ید بگیریم؟ مراحل صدور حکم خلع ید چگونه است؟ برای گرفتن حکم خلع ید باید به کجا مراجعه کنیم؟ برای گرفتن حکم خلع ید آیا نیاز به اثبات مالکیت می باشد؟ درباره خلع ید بدانیم.
خلع ید در معنای لغوی عبارت است از خاتمه دادن به سلطه کسی، از دست کسی بیرون آوردن چیزی از طرق قانونی و... در ترمینولوژی حقوق خلع ید اینگونه تعریف شده است: «خلع ید، رفع تصرف از متصرف غیر منقول می باشد که به حکم قانون، سند رسمی و یا دادگاه می باشد.»
با این حال در قوانین تعریفی در خصوص خلع ید وجود ندارد حقوقدانان از دعوای خلع ید به دعوای غصب یا مالکیت تعبیر کرده اند چرا که دعوای غصب نیز به صورت معمول زیر مجموعه خلع ید بوده و دعوایی است که از سوی مالک بر متصرف مال اقامه می شود و مالک از دادگاه می خواهد که به تصرف و سلطه نامشروع متصرف به وسیله خلع ید پایان دهد.
موضوع خلع ید در محاکم همچون معنای لغوی خلع ید مورد پذیرش قرار گرفته است و در دعوای خلع ید مالک مال غیر منقول به اعتبار مالکیت خود اقدام به طرح دعوا نموده و از طرفی خواهان دعوای خلع ید مدعی است هیچ گونه رابطه اعم از حقوقی و قراردادی بین او و متصرف ملک مورد اختلاف وجود ندارد و متصرف با قهر و غلبه «زور و اجبار» و به صورت عدوانی بر مال غیر منقول وی مسلط شده است.
خلع ید را از این رو می بایست ویژه امور غیر قراردادی بدانیم یا به عبارتی اگر تصرف با رضایت مالک باشد و یا اینکه رضایت مالک در ادامه به آن ملحق گردد برای طرح دعوای خلع ید وجاهت قانونی وجود نخواهد داشت.
مقدمات دعوای خلع ید:
دعوای خلع ید زمانی شکل می گیرد که مالک معتقد به تصرف غیر قانونی و به صورت قهر و غلبه و عدوان می باشد.
مفهوم خلع ید در الزامات خارج از قرارداد:
به طور معمول اشخاص به موجب عقد در مقابل یک دیگر ملزم به انجام امری می شوند و البته این امکان وجود دارد که بدون به وجود آمدن عقدی اشخاص نسبت به دیگران مدیون شوند، تقسیم بندی شرح فوق بدین شرح است:
1- عقد
2- شبه عقد
3- جرم
4- شبه جرم
همانگونه که اشاره شد در خصوص عقد و جرم بحثی وجود ندارد چرا که از جمله اعمال حقوقی می باشد فلذا در خصوص 2 گزینه دیگر
1- شبه عقد
شبه عقد عبارت است از امر مشروع و اختیاری یک شخص که متضمن معامله نبوده و به موجب آن الزامی به عهده آن شخص در مقابل شخص دیگر و یا اینکه الزامی به عهده هر دو طرف ایجاد می شود به عبارت دیگر اگر شخصی از روی عمد و یا اشتباه مال متعلق به دیگری را بگیرد می بایست به صاحب آن رد کند.
آنچه در اینجا محرز و مشخص می باشد، تکلیف و التزام به مسترد نمودن مال در اثر عقد نیست فلذا اینگونه التزام را می توان شبه عقد نامید.
2- شبه جرم
شبه جرم عبارت است از اعمال نامشروعی که شخص در اثر بی احتیاطی یا بی مبالاتی مرتکب آن شده است.
مثال:
1- ایفای ناروا و دارا شدن بلاجهت از جمله موارد شبه عقد است.
2- غصب نیز از جمله موارد شبه جرم است.
1- خلع ید در ایفای ناروا «دارا شدن بلاجهت»:
در مواردی ممکن است دینی تأدیه گردد بدون آنکه مدیونی به صورت واقعی وجود داشته باشد بدین شرح:
1- تأدیه دینی که وجود نداشته است.
2- تأدیه دین موجود به غیر داین.
3- تأدیه دین موجود به وسیله کسی که غیر مدیون است.
پرسش اصلی در این مورد این است که، چنانچه شخصی که مالی را من غیر حق دریافت نموده از مسترد نمودن آن امتناع نماید، شخص ذیحق چه اقدامی می تواند به عمل آورد؟
در پاسخ گفتی است استیلا بر حق غیر، غصب محسوب می شود ولیکن لازمه آن وجود عدوان است، در غیر این صورت بدون وجود قهر و غلبه و عدوان، اثبات ید بوده و در صورتی که مجوز قانونی نداشته باشد در حکم غصب خواهد بود.
2- خلع ید در غصب:
غصب در لغت به معنای گرفتن چیزی از دیگری آمده است. غصب در ماده 308 قانون مدنی اینگونه آمده است: «غصب استیلا بر حق غیر است به نحو عدوان» آنچه مشخص است وجود عدوان در عنصر غصب است. در ماده 1 قانون جلوگیری از تصرف عدوانی مصوب 1309 با قید عبارت «بدون رضایت» آمده است.
برای تحقق عدوان لازم است، متصرف در هنگام تصرف مال غیر، به عدم استحقاق خویش آگاه باشد و چنانچه از روی جهل در مال غیر تصرف نماید، عدوان مصداق نداشته و مشمول ذیل ماده 308 قانون مدنی بوده و غصب حکمی نامیده می شود بدین شرح که در قسمت اخیر ماده 308 قانون مدنی آمده است: «اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است»
نگاهی کلی به دعوای خلع ید:
به صورت کلی و در رویه نیز خلع ید ناظر به دعوایی است که مدعی به استناد مالکیت خود علیه متصرف یا متصرفین مال غیر منقول اقامه می نماید و خوانده یا خواندگان دعوا بر مال وی به نحو عدوان استیلا یافته اند از این رو شاید بتوان گفت خلع ید در اموال منقول نیز موضوعیت دارد بدین شرح که در ادامه 2 عنوان ذیل مورد بررسی قرار خواهد گرفت:
1- خلع ید در غصب اموال منقول
2- خلع ید در غصب اموال غیر منقول
1- خلع ید در غصب اموال منقول:
دعاوی تصرف منحصراً در ارتباط با اموال غیر منقول است و از دعوای مالکیت تفکیک می گردد.
به عبارت دیگر دعاوی تصرف در اموال منقول مصداق نداشته و ندارد و مدعی حق در این موارد صرفاً می تواند دعوای مالکیت اقامه نماید.
حالیه با عنایت به مطلب فوق این مثال شاید در خور توجه باشد: شخص «الف» در یک خیابان شلوغ به دنبال جای پارک است و در همین حین می بیند که درب پارکینگ یکی از ساختمان ها باز است و خودروی خود را در آنجا پارک می نماید، شخص «ب» که مالک ساختمان است به محل مراجعه و ساعت ها منتظر «الف» می شود و در نهایت به دلیل عصبانیت درب پارکینگ را بسته و پس از مراجعه «الف» مانع از خروج خودروی وی می شود.
با عنایت به وصف مذکور چه دعوایی قابلیت طرح را دارد..؟
1- سرقت: نمی توان در اینجا فرض بر سرقت را محتمل دانست چرا که عناصر جرم سرقت وجود ندارد.
2- غصب: نمی توان در اینجا فرض بر غصب را محتمل شد چرا که مالک ملک شخصاً مبادرت به انتقال اتومبیل به پارکینگ نکرده است و صرفاً از خروج آن جلوگیری به عمل آورده است.
در فرض مذکور با توجه به اینکه عناصر قهر و غلبه و عدوان بر عمل شخص «الف» حاکم است شاید بتوان عمل وی را غصب مال منقول و دعوای احتمالی وی را تحت عنوان خلع ید دانست با این اوصاف شاید بتوان گفت که امکان طرح دعوای خلع ید در خصوص اموال منقول نیز وجود داشته باشد «البته این صرفاً یک نظر است»
2- خلع ید در غصب اموال غیر منقول: همانگونه که پیش تر نیز اشاره شد غصب حکمی یعنی اثبات ید بر مال غیر بدون مجوز هم در حکم غصب است و با عنایت به اینکه عنصر عدوان در دعوای خلع ید نهفته است، منظور از عدوان نیز عدوانی است که از ابتدای امر حاصل گردیده است یعنی اینکه وضع متصرف می بایست از ابتدا با عنصر قهر و غلبه و عدوان همراه باشد.
اگر قسمت اخیر ماده 308 قانون مدنی را در نظر داشته باشیم، در این خصوص شروع تصرفی که با اذن مالک بوده و متصرف نیز از طریق یک رابطه قراردادی ملک مورد متنازع را در استیلا داشته باشد دعوای احتمالی خلع ید مسلماً نخواهد بود.
حال با این وصف اگر عمل ذکر شده را غصب حکمی بدانیم باز هم نمی توان گفت که یکی از آثار غصب حکمی انتخاب عنوان دعوای خلع ید باشد چرا که عنوان خلع ید ویژه غصب حقیقی «صدر ماده 308 قانون مدنی» است ولی در غصب حکمی که شروع استیلا با اذن و رابطه قراردادی بوده شایسته نیست خاتمه این استیلا با قهر و غلبه و عدوان صورت پذیرد فلدا بهتر است در این مورد دعوای تخلیه که ویژه امور قراردادی است اقامه گردد.
مفهوم خلع ید در ایقاعات:
ایقاع را می توان انشای اثر حقوقی دانست که با یک اراده صورت می پذیرد، از این رو برخی از ایقاعات سبب پیدایش مالکیت و برخی دیگر سبب زوال مالکیت می شوند.
مثال:
1- ایقاعاتی که موجب پیدایش مالکیت می شوند عبارت است از احیای اراضی موات و حیازت مباحات و...
2- ایقاعاتی که موجب زوال مالکیت می شوند عبارت است از اعراض و...
1- مفهوم خلع ید در احیای اراضی موات:
مستند به ماده 143 قانون مدنی که مقرر داشته: «هرکس از اراضی موات و مباحه قسمتی را به قصد تملک احیاء کند مالک آن می شود»
مباح مالی است فاقد مالک خاص از این رو اشخاص می توانند با رعایت نظامات خاص از آن استفاده و تملک کنند.
مثال: شخص «الف» با فرض اینکه زمینی جزء اراضی موات و مباحات است، زمین را تملک نموده و در آن احداث بنا می کند، پس از مدتی مالک زمین با در دست داشتن سند مالکیت به متصرف رجوع می نماید و متصرف نیز مدعی وجود تصرف خود می شود.
در فرض مذکور با وجود تعارض بین اماره تصرف و اماره مالکیت به وجود آمده چه نوع دعوایی مصداق دارد.؟
عده ای از حقوقدانان با عنایت به ماده 22 قانون ثبت دعوای مالکیت را لازم ندانسته و اماره مالکیت را مقدم و با توجه به عدم وجود رابطه قراردادی فی مابین طرفین دعوای خلع ید را مصداق دانسته اند.
2- مفهوم خلع ید در اعراض:
اعراض عبارت است از اسقاط حق شخص نسبت به شی به اراده صاحب حق. اعراض ایقاع و مسقط حق عینی است، پس زمانی اعراض واقع می شود که مقصود باشد و صرف رها کردن سبب سقوط حق نخواهد بود یعنی در اعراض مالک می بایست به طور کلی از اعمال تصرفات مالکانه انصراف دهد.
مثال:
شخص «الف» یک قطعه زمین را از پدر خود خریداری می نماید و پس از فوت پدر بین ورثه اختلاف در خصوص زمین مذکور به وجود می آید و دیگر ورثه مدعی سوء استفاده شخص «الف» از ضعف نفس و شرایط متوفی می گردند و نهایتاً شخص «الف» عنوان می نماید که زمین موصوف را نمی خواهد، یکی از ورثه اقدام به تملک زمین و مدعی اعراض مالک می شود.
در مثال فوق همانگونه که اشاره شد مقصود مالک از اعراض واقع نشده است و صرف عنوان صرف نظر از مالکیت بر زمین موصوف موجب سقوط حق مالک نخوهد بود و مالک می تواند نسبت به متصرف دعوای خلع ید اقامه نماید.
وکالت از جمله موارد تخصصی است و قطع به یقین هر شخص نیازمند مشاوره حقوقی در تمام امور خود خواهد بود، این مشاوره می بایست توسط متخصصان حوزه وکالت یعنی وکلای دادگستری باشد، چرا که وکیل دادگستری متخصص در حوزه وکالت است و همچنین وکیل دادگستری متخصص در امور حقوقی است، وکیل دادگستری دارای بینش حقوقی است و این وکیل دادگستری است که می تواند شما را در امور حقوقی یاری رساند از این رو گروه وکلای رسمی به شما عزیزان وکیل مورد نیاز که پروانه وکالت معتبر خود را از کانون وکلای دادگستری دریافت نموده اند در تمام کشور معرفی می نماید، حوزه فعالیت گروه وکلای رسمی در تمام ایران است چنانچه نیازمند وکیل معتبر در شهر خود هستید کافی است با ما در ارتباط باشید از جمله استان های مورد پوشش گروه وکلای رسمی را در سایت ببینید.
روابط عمومی گروه وکلای رسمی
 

برچسب ها:
جدید ترین مقالات حقوقی
جدید ترین مقالات
جدید ترین سوالات حقوقی
موسسه حقوقی دادآوران نستوه

 

موسسه حقوقی دادآوران نستوه  با استفاده از وکلای پایه یک دادگستری دارای تجربه، می تواند پاسخگوی مشکلات حقوقی شما عزیزان باشد. اعتماد اولین گزینه برای شروع می باشد.
هم اکنون با ما در ارتباط باشید.
دفتر مرکزی: تهران- پاسداران- بوستان دوم- ابتدای گیلان غربی- پلاک 46- طبقه سوم جنوبی با شماره تماس 22881951 - 22873972 - 021
شعبه: شهریار- اندیشه- فاز 1- ابتدای شاهد شرقی- مجتمع اداری کیمیا- طبقه اول- واحد 3 با شماره تماس 65514382 - 021

 

ساعات کاری شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 صبح الی 20  می باشد.