گروه وکلای رسمی | نقش و جایگاه بزهکار در نظام عدالت کیفری

03 /12 /1396
مدیر سایت
مقالات کیفری
336

نقش و جایگاه بزهکار در نظام عدالت کیفری




نقش و جایگاه بزهکار در نظام عدالت کیفری:
در حال حاضر نظام عدالت کیفری به اصلاح بزهکار توجه دارد اما نسبت به شناسایی دقیق آسیب هایی که به بزهکار وارد شده موفق نبوده است، در واقع از نظر ماهوی امکان شناخت این آسیب ها وجود ندارد.

این موضوع تحت 2 سرفصل مورد ارزیابی قرار می گیرد:
1- آسیب های وارده به بزهکار
2- پاسخ های متفاوت به بزهکار

1- آسیب های وارده به بزهکار:
در نظام عدالت کیفری آسیب هایی که به بزهکار وارد می شود او را تبدیل به یک بزه دیده دیگری می کند. این آسیب ها ناظر به ماهیت نظام تنبیهی و کیفر دهی عدالت کیفری است که هدف از تشکیل و مبنای آن کیفر و تنبیه است که شامل موارد ذیل می شود:
الف- سرزنش بزهکار
ب- برچسب بدنامی به بزهکار
ج- تحمیل رنج

الف- سرزنش بزهکار:
در دیدگاه نظام عدالت کیفری هرگاه بزهکار مرتکب بزهی شود باید بزهکار را شناسایی و تعقیب کرد و به علت ارتکاب بزه او را سرزنش نمود.
نکته ای که زِهر مطرح می کند این است که انکار مسئولیت بزهکاران در قبال رفتارهایشان و پیامدهای آن نیست بلکه وی معتقد است قضاوتی که قانون عدالت کیفری که نظام سزا دهنده است و در تشویق بزهکاران در قبول و پذیرش آسیب هایی که به بار آورده اند با شک مواجه شده است.
تمرکز بر تنبیه و مجازات بزهکار به طور کلی باعث نادیده گرفته شدن بزه دیده می شود و نیازهای بزه دیده تأمین نخواهد شد که از جمله این نیازها، جبران خسارت است. جدا از این مسائل هرگاه ما فقط به گذشته بزهکار توجه کنیم دیگر به فکر آینده او نمی باشیم در حالی که باید به اتفاق هایی که در آینده رخ می دهد توجه کنیم مثلاً تکرار نکردن بزه توسط بزهکار در آینده و بزه دیده نشدن مجدد بزه دیده.
بنابراین طرفداران عدالت ترمیمی با عنصر سرزنش مخالف هستند و آن را مانع بازگشت بزهکار به جامعه می دانند.

ب- برچسب بدنامی به بزهکار:
یکی از آسیب هایی که به بزهکار وارد می شود زدن برچسب بدنامی به بزهکار است که بدین وسیله بزهکار از جامعه طرد و دچار انزوا می شود.
این آسیب ها باعث می شود که بزهکار در جامعه ای که مرتکب بزه شده بیگانه شود و از اجتماع دور شود. در واقع این جامعه است که بزهکاران و بزه دیدگان را بدنام می کند.
نظریه برچسب زنی توسط اریکسون جرم شناس آمریکایی در کتاب تأیید بزهکار برای اولین بار مطرح می شود. این برچسب زنی به بزهکار مانع هرگونه اصلاح در بزهکار می شود و نتایج منفی نیز در پی دارد از جمله:
1- این امر باعث می شود که بزهکار مسئولیت خود را نپذیرد و هرگاه مسئولیت رفتار ارتکابی را نپذیرد هیچ گونه تلاشی جهت جبران آسیب هایی که وارد کرده نمی کند، چون جبران این آسیب ها به تبع پذیرش مسئولیت می باشد. در واقع بزهکار چاره ای جزء انکار ندارد تا بتواند خودش را از این لکه ننگ برهاند.
2- در چنین فرایندی بیشتر زیان هایی که به بزه دیده وارد شده بدون جبران باقی می ماند، چرا که نظام عدالت کیفری برای جبران طراحی نشده است بلکه برای کیفر و سزا دهی طراحی شده است.
3- بزهکار هیچ گونه احساس ندامت و پشیمانی ندارد و وقتی او چنین احساسی ندارد، راهی برای بازگشت به جامعه و اصلاح ندارد.
4- پیشگیری از جرم در آینده کاهش پیدا نمی کند، چراکه چنین فرایندی بزهکار را در وضعیتی قرار می دهد که راهی جز ارتکاب بزه در آینده ندارد. چنین لکه ننگی همیشه همراه اوست. جامعه به او اعتماد نمی کند و راهی برای بازگشت برای او وجود ندارد. جامعه همیشه از او وحشت دارد و این وحشت باعث انزوای بزهکار می شود. این موضوع باعث می شود که بزهکار هرگز نخواهد یا نتواند آسیب های وارده به بزه دیده را جبران کند. وقتی که بزهکار طرد می شود از جامعه، راه برای دوباره بزهکاری هموارد می شود و جامعه دیگر نمی تواند هیچ کنترل و نظارتی نسبت به رفتارهای بزهکار داشته باشد.

ج- تحمیل رنج:
نظام عدالت کیفری، بزهکار را مستحق تحمل رنج دانسته است که به دیگران وارد کرده است. بزهکار باید بداند و بفهمد که با بزه دیده چه کرده و بهای رنج و آزادی که نسبت به بزه دیده وارد کرده را با تحمل رنج و درد بپردازد. این دیدگاه مورد انتقاد طرفداران عدالت ترمیمی است و آن ها معتقدند که عدالت کیفری با درد و رنج در ارتباط است.
بسیاری از بزهکاران وقتی مرتکب جرم می شوند، در دفاع از خود می گویند بزه دیده مستحق چنین رفتاری بوده است. طرفداران عدالت ترمیمی معتقدند که تکرار جرم در بسیاری از موارد ناشی از احساس خطری است که بزهکاران از تحمیل رنج، تحمل کرده اند می باشد.
برایت ویت می نویسد: زندان می تواند تجربه تلخ کامی باشد و بزهکاران را نسبت به دنیایی که قبلاً ترک کرده اند، عصبانی تر کند.

2- پاسخ های متفاوت به بزهکار:
در نظام عدالت کیفری، بزهکار به کیفرهایی مانند حبس، جزای نقدی، محرومیت از حقوق اجتماعی، اقامت در نقاط معین یا ممنوعیت از اقامت در نقاط معین محکوم می شود. ممکن است علاوه بر کیفرهای مذکور به استرداد مال بزه دیده یا پرداخت مبلغی به عنوان ضرر و زیان ناشی از جرم و غرامت نیز محکوم شوند. مجازات اجتماعی نظیر خدمات عام المنفعه نیز در حال حاضر رواج یافته است.

در نظام عدالت کیفری با توجه به پاسخ های متفاوت به بزهکار 3 موضوع مورد بحث قرار می گیرد:
الف- کیفر
ب- خسارت زدایی
ج- جایگاه بزهکار

الف- کیفر:
هدف و تلاش نظام عدالت کیفری، سزادهی و تنبیه بزهکار است. در واقع مجازات ها یک پاسخ سرکوب گر نسبت به بزهکار می باشد. درست است که در حال حاضر مجازات های اعدام، حبس، مجازات های بدنی کاهش یافته، اما در ماهیت خود دارای یک وجه اشتراک است که آن مجازات بودن است. یعنی جنبه سزادهی و تنبیه داشتن است.
از دیدگاه نظام عدالت ترمیمی مجازات کردن پاسخی مناسب برای بزه محسوب نمی شود. عدالت ترمیمی به جای مجازات کردن به دنبال الگویی جهت جبران، ترمیم و التیام است یعنی واکنش بزه را در قالب کیفر دنبال نمی کند. آنها معتقدند برای متقاعد کردن بزهکاران به قبول حقیقت و واقعیت بایستی تنبیه برداشته شود و یا لااقل به عنوان آخرین راه حل در نظر گرفته شود.

ب- خسارت زدایی:
بزهکاری که مرتکب بزه می شود، باید ضرر و زیان های ناشی از جرم را بپردازد که این جبران، تناسب با بزه ارتکابی و بر طبق نظر دادگاه تعیین می شود و بزهکار و بزه دیده در این مورد اساساً نقشی ندارند و توانایی بزهکار در پرداخت آن لحاظ نمی شود.
ممکن است بزهکار خسارتی را وارد کرده باشد اما توان پرداخت ضرر و زیان را نداشته باشد و دادگاه به این موضوع توجهی نمی کند و با تکیه بر مقام خود شروع به تصمیم گیری می کند.
البته برای محکوم علیه در پرداخت ضرر و زیان چاره ای وجود دارد و آن، اثبات اعسار خودش می باشد ولی مطابق رویه، دادخواست اعسار باید از زندان داده شود که هر 6 ماه یک بار قابلیت استماع دارد و در عمل نیز به ندرت پذیرفته می شود. مخصوصاً در مورد محکومان به پرداخت دیه که امکان آزادی قبل از پرداخت خیلی کم اتفاق می افتد.
مسأله ای که در ایران مطرح است، محاسبه دیه به نرخ روز است، با توجه به نرخ تورم مبلغ دیه افزایش پیدا می کند و عملاً بزهکار قادر به پرداخت دیده نمی شود.

ج- جایگاه بزهکار:
در نظام عدالت کیفری بزهکار نقش منفعل و غیر فعالی دارد که باید از خود دفاع کند در شرایطی نابرابر، در حالی که به طور دائم تحقیر می شود و چه بسا مورد آزار و اذیت قرار گیرد. در حالی که در عدالت ترمیمی بزهکاران باید نقش فعالی را داشته باشند و از آنها انتظار می رود که مسئولیت اعمال خود را بپذیرند و در جهت اصلاح آن اقدام کنند.
به قلم وکیل مهدیه مهری 

 

 

روابط عمومی گروه وکلای رسمی
 

 

برچسب ها:
جدید ترین مقالات کیفری
جدید ترین مقالات
جدید ترین سوالات حقوقی
گروه وکلای رسمی

 

گروه وکلای رسمی با استفاده از وکلای پایه یک دادگستری دارای تجربه، می تواند پاسخگوی مشکلات حقوقی شما عزیزان باشد. این گروه شامل وکلای خانم و آقا بوده و می تواند از پتانسیل آنها با توجه به پرونده های گوناگونی که تا کنون با آنها برخورد داشته است، راهکارهای مفید و با ارزشی در اختیار شما عزیزان قرار دهد.
گروه وکلای رسمی همواره درراستای رضایت موکلین خود کوشیده است.
هم اکنون با ما تماس بگیرید

 

ساعات کاری شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 صبح الی 18  می باشد.

پنج شنبه ها از ساعت 9 صبح الی 16 می باشد.