گروه وکلای رسمی | نقش و جایگاه بزهکار در نظام عدالت ترمیمی

07 /12 /1396
مدیر سایت
مقالات کیفری
310

نقش و جایگاه بزهکار در نظام عدالت ترمیمی




نقش و جایگاه بزهکار در نظام عدالت ترمیمی:
رویکردهای عدالت ترمیمی در رابطه با بزهکاران عبارت است از متقاعد کردن بزهکاران به پذیرش مسئولیت رفتارشان، اصلاح آنها و بازگشت دوباره آنها به جامعه، وادار نکردن بزهکاران به شکستن عادت ارتکاب بزه و یا حداقل اصرار کمتر به آن می باشد.
یکی از مهمترین اهدافی که عدالت ترمیمی دنبال می کند، بازگشت دوباره بزهکار به جامعه است و هدف دیگر متقاعد کردن بزهکار به پذیرش مسئولیت رفتاری است که موجب آسیب به دیگران شده است.

مهمترین اهداف عدالت ترمیمی در رابطه با بزهکاران شامل موارد ذیل می باشد:
الف- شناخت موانع بازگشت بزهکار به جامعه
ب- پذیرش داوطلبانه مسئولیت توسط بزهکار
ج- شرمساری همراه با گذشت و بازپذیری
د- جبران خسارت بزه دیده توسط بزهکار

الف- شناخت موانع بازگشت بزهکار به جامعه :
طرفداران عدالت ترمیمی معتقدند که روش های عدالت کیفری برای بازگشت بزهکار به جامعه ناموفق بوده است. چراکه هدف اصلی عدالت کیفری تنبیه و سزادهی بزهکار است و دوم اینکه روش های به کار رفته در این نظام ناقص و ناکارآمد بوده است.
عدالت ترمیمی ابتدا راه بازگشت بزهکار را هموار می کند و سپس او را در این مسیر هدایت می کند. پس بنابراین ابتدا بایستی این موانع را شناخت و راه های رفع این موانع را مشخص کرد.

طرفداران عدالت ترمیمی معتقدند که اولین مانع بازگشت دوباره بزهکار به جامعه خود بزهکار است. بزهکار تا زمانی که رفتارش را نسبت بزه دیده توجیه می کند نمی تواند احساس ندامت و پشیمانی داشته باشد. بنابراین تلاش برای جبران خسارت وارده نمی کند در نتیجه نمی تواند به جامعه برگردد و شروع به فعالیت در جامعه کند.

با مطالعه و بررسی در دفاعیات متهم در فرایند عدالت کیفری چند مورد از توجیهات آنها را ذکر می نماییم:
1- گروهی اساساً منکر بزه ارتکابی می شوند و می گویند ما مرتکب بزه ای نشده ایم و این افترا است، پرونده سازی شده است و این موضوع واقعیت ندارد.
2- گروهی ارتکاب بزه را می پذیرند ولی صدمات وارده را به طور کلی یا جزئی انکار می کنند و اظهارات بزه دیده مبنی بر آسیب های وارده شدید روحی و عاطفی را منکر می شوند که در خصوص تجاوزات جنسی این موضوع بیشتر به چشم می خورد.
3- گروه دیگر بزه و صدماتی که به بزه دیده وارد شده را قبول دارند اما ادعا می کنند که در لحظه ارتکاب فعل بزهکارانه را از خود نفی می کنند.
4- این گروه مسئولیت ارتکاب بزه را قبول دارند اما در کنار آن بزه دیده را مستحق بزه دیدگی می دانند و ادعا می کنند او به سزای عمل خود رسیده است و بایستی با او چنین رفتار می شد.
با توجه به موارد مذکور، مرتکب منکر ارتکاب بزه یا مسئولیت می شود و آسیب های وارده به بزه دیده را قبول نمی کند و یا بزه دیده را مستحق رفتار بزهکارانه می داند و هیچ گاه احساس ندامت، شرمساری و پشیمانی ندارد و کار خود را زشت نمی داند و حتی از رفتارش احساس رضایت می کند. «رفع اینگونه موانع در نظام عدالت ترمیمی تقریباً یا اصولاً محال است، بزهکار با پذیرش بزه و مسئولت آن خودش را در معرض کیفر قرار می دهد و بزهکار بیشتر به فکر مشکلات خود و تحمل درد، عذاب و کیفر است تا چیزی دیگر».

از نظر طرفداران عدالت ترمیمی، اشکالی که در نظام عدالت کیفری وجود دارد:
اول اینکه نتیجه پذیرش بزهکاری و مسئولیت کیفر است که این مانع از پذیرش می شود.
دوم اینکه چون بزه اقدامی علیه جامعه و دولت است پس هیچ رابطه عاطفی میان بزه دیده و بزهکار برقرار نمی شود.
در فرایند کیفری، بزهکار نسبت به بزه دیده بی تفاوت باقی می ماند و در حین رسیدگی منفعل است، در واقع نظام عدالت کیفری ساز و کاری قرار می دهد که در آن بزهکار نمی تواند ارتکاب بزه و مسئولیت ناشی از آن را بپذیرد و تا زمانی که بزهکار مسئولیت خودش را نپذیرد نمی تواند آسیب هایی را که وارد نموده است را جبران کند و در واقع نمی تواند اوضاع را به قبل از ارتکاب جرم برگرداند و امکان بازگشت مجدد او به جامعه فراهم نمی شود.
وقتی که بزه به جای اقدامی علیه افراد باشد اقدامی علیه دولت و جامعه معرفی می شود، بزهکار به سختی بزه و مسئولیت آن را می پذیرد. چراکه بزهکار وجود بزه دیده حقیقی را به خوبی حس نمی کند و هیچ گونه رابطه عاطفی، معنوی، انسانی میان آنها به وجود نمی آید.
وقتی بزهکار احساس امنیت کند به خودش می آید و به رفتاری که مرتکب شده فکر می کند. بنابراین اولین اقدام باید آگاه کردن بزهکار نسبت به زشتی رفتارش در مقابل بزه دیده باشد. حال در وهله اول این موضوع باعث می شود تا بزهکار نسبت به رفتار و مسئولیت خودش آگاه شود و کم کم احساس ندامت و پشیمانی کند و در وهله دوم یعنی تلاش جهت رفع آسیب هایی که به بزه دیده وارد کرده است بشود. این آسیب ها زمانی شناخته می شود و رفع می شود که بزهکار و بزه دیده امکان رویارویی مستقیم داشته باشند.
پس ما در مرحله اول باید بزهکار را آماده کنیم و در مرحله دوم او را رو در روی بزه دیده قرار دهیم تا او بتواند آسیب ها را بشناسد و در جهت جبران آن گام بهتری بردارد. وقتی بزهکار با بزه دیده رو در رو می شود و داستان بزه دیدگی را از زبان خود بزه دیده می شنود، تأثیر بسیاری بر بزهکار دارد تا اینکه توسط مقامات کیفری تحقیر شود و داستان را از زبان آنها بشنود.
در صورتی که بتوانیم این دو مرحله را با موفقیت طی کنیم می توان ادعا کرد که دو مانع جدید را از سر راه بزهکار برداشته ایم.

ب- پذیرش داوطلبانه مسئولیت توسط بزهکار:
یکی از برنامه هایی که طرفدارن عدالت ترمیمی به طور جدی حمایت می کنند. پذیرش داوطلبانه مسئولیت توسط بزهکار است.
بزهکاران در نظام عدالت کیفری نقشی بر عهده ندارند و فقط نسبت به اتهامات خویش مدافع هستند یعنی فقط از اتهامات خودشان دفاع می کنند در حالی که در فرایند عدالت ترمیمی بزه دیده و بزهکار کنشگران فعال هستند و بزهکاران در حلقه های ترمیمی وارد می شوند و برای یافتن پاسخ مشترک با بزه دیده به توافق می رسند.
این پذیرش داوطلبانه به مسئولیت توسط بزهکار از دو بعد حائز اهمیت است:
1- کمک به بازگشت بزهکار به جامعه و در نتیجه پیشگیری از بزهکاری در آینده است.
2- جبران خسارت و ترمیم آسیب های وارده به بزه دیده.
این دو هدف یعنی بازگشت و ترمیم در صورتی امکان پذیر است که بزهکار داوطلبانه مسئول بودن خود را بپذیرد.

در فرایند کیفری بزهکار نقشی ندارد و در واقع منفعل است و فقط به دفاع و حمایت خود می اندیشد که در اینجا بزهکاران برای خود وکیل انتخاب می کنند که اولین آموزش وکلاء به متهمان انکار بزه ارتکابی است و در صورتی که برای ارتکاب بزه شواهد و قرائن وجود داشته باشد در این صورت دفاع دیگری تدارک می بینند به طور مثال آسیب های وارده را انکار می کنند و یا می گویند بزهکار حین ارتکاب جرم مجنون بوده است و یا بحث دفاع مشروع را مطرح می کنند.
برای همین ارتباط میان بزهکار و بزه دیه قطع می شود. در این صورت بزهکار همانند اسیری در دستان دادستان و قاضی است. این نحوه محاکمه در رسیدگی نه باعث تشویق به پذیرش داوطلبانه مسئولیت از سوی بزهکار نمی شود بلکه وضعیت روحی و روانی برای بزهکار به وجود می آید که به آن حس عدم امنیت می گویند.
با توجه به این مطالب خود بزهکار را باید یک بزه دیده دانست چراکه او نیز متحمل آسیب های غیر قابل جبرانی است.
ارتباط او با جامعه برای همیشه قطع می شود و امکان بازداشت مجدد او به جامعه از بین می رود و در نتیجه پس از تبرئه شدن یا تحمل کیفر دوباره به سمت بزه روی می آورد.
در فرایند عدالت ترمیمی وقتی بزهکار داوطلبانه مسئولیت بزه ارتکابی را می پذیرد، این پذیرش اختیاری منجر به رابطه مجدد بزهکار و بزه دیده و اعضای جامعه می شود.
بزهکار احساس ندامت می کند و برای جبران آسیب های وارده تلاش می کند و حس امنیت در او قوی می شود و این حس باعث می شود که در آینده به سمت بزه نرود.

ج- شرمساری همراه با گذشت و بازپذیری:
یکی از اهدافی که عدالت ترمیمی دنبال می کند حس ندامت و شرمساری در بزهکار است، تا زمانی که این حس در بزهکار تقویت نشود امکان جلوگیری از بزه در آینده وجود ندارد. زمانی می توانیم از وقوع بزه مجدد بزهکار جلوگیری کنیم که این حس امنیت در او به وجود آید. این حس باعث می شود که بزهکار احساس شرمساری و پشیمانی کند و این موجب می شود بزهکار در آینده مرتکب بزه نشود و برای جبران آسیب ها و صدمات وارده به بزه دیده تلاش کند.
در عدالت کیفری به دلیل ساختار درونی و ناکارآمدی که دارد این حس در بزهکار به وجود می آید که قاضی نسبت به بزهکار دارای امتیاز بالا و برتری است. بزهکار در مقابل او احساس حقارت می کند و فرد دچار عقده های روانی می شود.

عدالت ترمیمی سعی می کند که بزهکاران داوطلبانه و به خواست خود پشیمان بشوند که در این صورت اصلاح می شوند. در عدالت ترمیمی رابطه به صورت افقی است و کسی دیگر بالا قرار نمی گیرد، همه دور یک میز می نشینند و با هم گفتگو می کنند و تحقیر نسبت به بزهکار ممنوع می باشد و با زبان عاطفه و محبت سخن می گویند.
در عدالت ترمیمی سرزنش بزهکار که جهت شرمساری او را به وجود می آورد همراه با تشویق به گذشت و بخشش است که در این راستا برایت ویث می گوید: شرمندگی با بخشش و گذشت پایان پذیرد.

د- جبران خسارت بزه دیده توسط بزهکار:
بزهکار چون مسبب اصلی آسیب به بزه دیده است بنابراین باید در جهت جبران آن کوشش کند، این موضوع هم در فرایند کیفری و هم در فرایند عدالت ترمیمی وجود دارد که در ذیل به هر کدام جداگانه می پردازیم:
1- اهمیت و سنجش جبران خسارت در نظام عدالت کیفری
2- اهمیت و سنجش جبران خسارت در نظام عدالت ترمیمی

1- اهمیت و سنجش جبران خسارت در نظام عدالت کیفری:
یکی از مهمترین شکل جبران آسیب های وارده به بزه دیده در این نظام جبران مالی است که دادگاه حکم به پرداخت آن می دهد. نظام عدالت کیفری تنبیهی است. جبرانی که بزه دیده دریافت می کند شکل محدودی دارد، زیرا فقط جبران مادی است و آسیب های ذهنی و روانی و حس خوب شدن روابط اجتماعی و اخلاقی که در اثر بزه آسیب دیده جبران نمی شود. «مشکل دیگری که وجود دارد مربوط به حالت روحی، روانی بزهکار است از دیدگاه بزهکار اینگونه احکام نه تنها حس مسئولیت را در بزهکار تقویت نمی کند بلکه او را در موضع دشمنی دوباره با بزه دیده قرار می دهد».
موضوعی که در نظام عدالت کیفری است مربوط به حالت ذهنی بزه دیده است، وقتی بزه دیده مبلغی را تحت عنوان خسارت دریافت می کند خودش را مدیون دادگاه می داند نه بزهکار و بزه دیده معتقد است که بزهکار هیچ نقشی نداشته است بلکه این دادگاه بود که این خسارت را به او پرداخت کرده است.

2- اهمیت و سنجش جبران خسارت در نظام عدالت ترمیمی:
یکی از اهدافی که طرفداران عدالت ترمیمی نسبت به بزهکاران دنبال می کنند جبران خسارت مادی و معنوی بزه دیده به وسیله بزهکار است که این موضوع از چند جهت اهمیت دارد:
1- از جهت بازگشت دوباره به جامعه است. تا زمانی که بزهکار مسئولیت رفتار خودش را قبول نکند برای جبران خسارت های وارده بزه دیده تلاش نمی کند و امکان بازگشت مجدد بزهکار به جامعه فراهم نمی شود چون بازگشت مجدد بعد از اصلاح بزهکار است.
2- یکی از موانع بازگشت به جامعه، بزه دیده است. تا زمانی که احساس امنیت در بزه دیده تقویت نشود و از عدم تکرار بزه در آینده مطمئن نشود امکان صلح و سازش بین بزهکار و بزه دیده و اعضای جامعه فراهم نمی شود. این صلح و آشتی زمانی به وجود می آید که بزهکار خسارت ها و آسیب های  وارده به بزه دیده را جبران کند یا در جهت رفع آثار این آسیب تلاش کند تا زمانی که این آسیب ها جبران نشود چگونه می توان به صلح و سازش میان بزهکار و بزه دیده و جامعه امیدوار بود.
طرفداران عدالت ترمیمی معتقدند که آنچه که قابل ترمیم و اصلاح است آسیب اخلاقی است و جبران سایر آسیب ها در درجه دوم اهمیت دارد.
3- روش جبران خسارت در فرایند عدالت ترمیمی متفاوت است. بزه دیده و بزهکار در مورد نحوه جبران خسارت و میزان آن به توافق می رسند و اشکالاتی که در نظام کیفری است در نظام عدالت ترمیمی وجود ندارد.
4- اگر چه در نظام عدالت کیفری جبران خسارت توسط بزهکار انجام می شود ولی او همچنین بزه دیده نقشی در میزان و شکل این جبران ندارند و موضوع به صورت یک طرفه و آمرانه مورد حکم دادگاه قرار می گیرد در حالی که شکل جبران و نحوه جبران و کمیت و کیفیت آن نیازمند تعامل دو طرفه است.
به قلم وکیل مهدیه مهری

 

 

روابط عمومی گروه وکلای رسمی
 

برچسب ها:
جدید ترین مقالات کیفری
جدید ترین مقالات
جدید ترین سوالات حقوقی
گروه وکلای رسمی

 

گروه وکلای رسمی با استفاده از وکلای پایه یک دادگستری دارای تجربه، می تواند پاسخگوی مشکلات حقوقی شما عزیزان باشد. این گروه شامل وکلای خانم و آقا بوده و می تواند از پتانسیل آنها با توجه به پرونده های گوناگونی که تا کنون با آنها برخورد داشته است، راهکارهای مفید و با ارزشی در اختیار شما عزیزان قرار دهد.
گروه وکلای رسمی همواره درراستای رضایت موکلین خود کوشیده است.
هم اکنون با ما تماس بگیرید

 

ساعات کاری شنبه تا چهارشنبه از ساعت 9 صبح الی 18  می باشد.

پنج شنبه ها از ساعت 9 صبح الی 16 می باشد.