معانی حقوقی
در جامعه کنونی حقوق یکی از پر کلید ترین مواردی است که در اینترنت جست جو می شود چرا که حقوق به معنی واقعی آن و نه حقوق به معنی دستمزد یکی از ملزومات هر فرد در جامعه است همچون حقوق شهروندی که اطلاع از آن لازمه شهروندان است تا بدانند حقوق شهروندی آنها چیست و این حق در خصوص محاکم و دیگر نهادها بایستی به چه صورت باشد، به هر حال مقاله پیش رو با هدف بالا بردن سطح عمومی و حقوقی اشخاص در رابطه با کلمه حقوق به کار رفته که توسط وکلای پایه یک دادگستری از طرف گروه وکلای رسمی برای علاقه مندان به رشته حقوق اعم از دانشجویان و وکلا و فرهیختگان و دیگر افراد دیگر جامعه آماده شده است. معانی حقوقی چیست؟ واژه حقوق به چه معنی است؟ معنی تحت الفظی حقوق چیست؟ آیا کاربرد واژه های حقوقی را میدانید؟ درباره معانی حقوق بدانیم.
واژه حقوق در یک تقسیم بندیی به معانی راستی، درستی، وظیفه و تکلیف و در عرف نیز به معنی دستمزد به کار رفته است البته بعدها کلمه حقوق به معنی مجموعه قوانین و قواعد، رسوم لازم الاجرا که در جهت استقرار نظم و امنیت در جوامع انسانی شناخته شد ولیکن حقوق در معانی مختلفی نیز کاربرد دارد که می توان از جمله مهم ترین معانی که در رابطه با واژه حقوق وجود دارد به موارد زیر اشاره کرد:
1- معنای حقوق و حکومت مجموع قوانین و قواعد بر اشخاص یک اجتماع
انسان در میان هم نوعان خود زندگی می کند و از این جهت موجودی اجتماعی است که در جامعه ی کوچک خانواده متولد می شود و از طریق تربیت در این اجتماع می تواند به نیاز های مادی و معنوی خویش و خواسته هایش برسد و پس از دوران کودکی نیز با زندگی در اجتماع و ارتباط با دیگران این نیاز ها را تأمین می کند.
حال از جهتی، فطرت انسان ها به گونه ای است که طالب منافع بیشتر و تأمین زندگی بهتر هستند و این امر سبب نزاع میان آدمیان بر سر کسب منافع بهتر و بیشتر می شود و باعث ایجاد اختلافات و نزاع هایی می شود که گاه به صورت دسته جمعی شکل می گیرد.
با توجه به این که انسان های متفکر در مطالعات و خودشناسی متوجه شدند که با نزاع و درگیری و زورگویی پایداری و دوام زندگی اجتماعی و بقای یک اجتماع ممکن نیست، نتیجه گرفتند که باید قواعدی برای روابط میان افرادی که عضو یک اجتماع هستند وضع کنند که این قوانین و قواعد «حقوق» نامیده می شوند و در خصوص روابط خود با دیگر جوامع حقوق بین الملل عمومی و حقوق بین الملل خصوصی را پدید آوردند که در آینده در خصوص این دسته از حقوق نیز مطالبی را عنوان می نمایی.
2- یکی دیگر از معانی حقوق مربوط می شود به تنظیم روابط ین مردم و حفظ نظم در اجتماع:
حقوق جمع حق است، در تعریف حق می توان اینگونه معرف آن بود که حق مجموع امتیازاتی است که فرد در برابر دیگران از آن برخوردار می شود که به آن حقوق فردی نیز گفته می شود مانند حق مالکیت، حق حیات و... که هر فرد با توانایی خاصی که حق به او بخشیده می تواند از آنها استفاده کند و در تعریف دیگر آن حقوق شهروندی را می توان مترادف حقوق فردی دانست، چرا که در حقوق شهروندی به اشخاص آموزش داده می شود که به عنوان یک شهروند دارای چه حقوقی در برابر جامعه و در برابر نهادهای حکومتی هستند همچون مأمورین نیروهای انتظامی و دادسراها و دادگاه ها و...
اما واژه ی حقوق همیشه به صورت جمع به کار می رود و نشانه ی مجموع قواعد و نظام ها است.
3- یکی دیگر از معانی حقوق مربوط می شود به معنای عرفی:
برای تعریف یکی دیگر از معانی حقوق می توان به دستمزد اشاره نمود؛ این معنی بیشتر در حقوق اداری و امور مالیاتی کاربرد دارد به عنوان مثال حقوق و دستمزد کارمندان و کارکنان و یا پولی که دولت از طرفین یک معامله بابت ثبت اسناد رسمی اخذ می نماید و لیکن این معنی به معنای عرفی حقوق بیشتر شباهت پیدا کرده و مصداقش هم همان دستمزد است.
4- یکی دیگر از معانی حقوق مربوط می شود به معنای علمی:
در برخی موارد منظور از حقوق، در واقع علم حقوق است ؛علم و دانشی که به بررسی قواعد حقوقی و تنظیم روابط حقوقی در زندگی اجتماعی افراد یک جامعه به صورت مستمر می پردازد و گاهی این حقوق را حقوق حاکمیتی نیز می نامند که بعداً در خصوص آن به طور تفصیل می پردازیم.
از یک سو علم حقوق عالم گسترده ای دارد و کثرت قوانین و مقررا به گستردگی عالم حقوق افزوده است و از سوی دیگر فرار بودن مباحث علم حقوق باعث آن گردیده است تا اشخاص و افراد جامعه نسبت به این شاخه از علم بیشتر علاقه مند شوند هر چند گفتنی است علم حقوق رابطه ای مستقیم با نحوه زندگی اشخاص یک جامعه دارد و با توجه به اصلی در قانون که هیچ کس جاهل به قانون فرض نمی شود بایستی تمامی اقشار جامعه آگاه باشند از علم حقوق نه البته به حد و اندازه ای که این آگاهی باعث گردد خود را از داشتن وکیل و نیز مشاوره با وکیل بی نیاز بدانند.
آنچه در خصوص حقوق عنوان شد بخش کوچکی از معنای حقوق بود، این بخش کوچک به اضافه خیلی از بخش های تخصصی دیگر فقط مقداری از علم وکیل است و عالم وکالت گسترده تر از این موضوعات است چرا که هر وکیل بایستی بداند حقوق از کجا نشأت گرفت و این فرقی است بین وکلا و دیگر اشخاص که فکر می کنند نیازی به وجود وکیل در دادرسی خود ندارند و چنانچه وکیلی نیز داشته باشند باز هم اقدام به سئوال و مشاوره از دیگر وکلا می کنند در خصوص پرونده و در این زمینه هر وکیل همانند هر قاضی استدلال قانونی خود را از پرونده دارد ولی وکیلی موفق است که توان استدلال خوب داشته باشد بیاییم وکالت را شغل ندانیم چرا که حرفه است و وکیل را شاغل ندانیم چرا که حرفه ای است.
روابط عمومی گروه وکلای رسمی