فقدان شرایط دادخواست و ابلاغ
آیین دادرسی مدنی در آزمون های قانون محور همچون آزمون کارآموزی وکالت و قضات از اهمیت ویژه و به سزایی برخوردار است به گونه ای که، آیین دادرسی مدنی دارای ضریب 3 در این آزمون ها می باشد، از این رو گروه وکلای رسمی اقدام به انتشار سلسله مطالب آموزشی برای علاقه مندان به آزمون های کارآموزی وکالت و قضاوت نموده است و آرزوی موفقیت برای شما عزیزان را داریم. روابط عمومی گروه وکلای رسمی
منابع آزمونی آیین دادرسی مدنی بدین شرح تقدیم می گردد.
1- صلاحیت دادگاه ها
2- محل اقامت و حل اختلاف در صلاحیت
3- قرارها و شرایط دادخواست
4- فقدان شرایط دادخواست و ابلاغ
5- ابلاغ دادنامه و اعتراض
6- تجدید نظرخواهی
7- رسیدگی فرجامی
8- کلیات
4- فقدان شرایط دادخواست و ابلاغ
رمز 012 را برای نقص اطلاعات خواهان به ذهن بسپارید با این توصیف که:
مرحله بدوی:
اگر در مرحله بدوی مشخصات خواهان ناقص باشد و اگر ظرف 2 روز از تاریخ رسید دادخواست مقرر در ماده 56 قانون آیین دادرسی مدنی، خواهان رفع نقص نکند، مدیر دفتر دادگاه قرار رد فوری دادخواست را صادر می کند و این قرار قطعی است و به کسی ابلاغ نمی شود چون اطلاعات خواهان ناقص است و مشخص نیست به چه کسی و یا در کجا می بایست ابلاغ گردد. «مستند به ماده 56 قانون آیین دادرسی مدنی»
مرحله تجدید نظر:
اگر در مرحله تجدید نظر مشخصات تجدید نظرخواه ناقص باشد «مشخص نباشد دادخواست دهنده چه کسی است یا اقامتگاه او مشخص نباشد» و اگر تا پس از انقضاء مدت تجدید نظر، تجدید نظرخواه رفع نقص ننماید «تکمیل یا تجدید نکند» دادخواست به موجب قرار دادگاهی که دادخواست را دریافت نموده «بدوی» رد می شود. و این «قرار رد دادخواست» از تاریخ الصاق به دیوار دادگاه ظرف 10 روز قابل اعتراض در دادگاه تجدید نظر است. «مستند به ماده 344 قانون آیین دادرسی مدنی»
مرحله فرجام:
اگر در مرحله فرجام خواهی مشخصات فرجام خواه ناقص باشد، و اگر تا پس از انقضاء مدت فرجام خواهی رفع نقص صورت نگیرد، قرار رد دادخواست از طرف دادگاه صادر کننده رأی «بدوی یا تجدید نظر» صادر می گردد و این قرار ظرف 20 روز از تاریخ الصاق به دیوار دفتر دادگاه صادر کننده قابل شکایت «اعتراض» در دیوان عالی کشور است و رأی دیوان عالی کشور قطعی است. « مستند به ماده 384 قانون آیین دادرسی مدنی»
برای عزیزانی که قصد دارند در آزمون کارآموزی وکالت و یا قضاوت و... شرکت کنند و با حجم بالای مطالب شاید این نحوه مطالعه «تطبیقی» بهترین نوع مطالعه است ولیکن شاید دچار اشتباه شوند از این رو تکنیک آموزش این قسمت بدین شرح ارائه می گردد.
در خصوص رفع نقص از سوی دادگاه برای خواهان و.... رمز 012 را به یاد داشته باشید.
0 مرحله بدوی است که نشان دهنده قطعی بودن و غیر قابل اعتراض بودن می باشد.
1 مرحله تجدید نظرخواهی است و نشان دهنده قابل اعتراض بودن در فرجه 10 روزه می باشد.
2- مرحله فرجام خواهی و نشان دهنده قابل اعتراض بودن در فرجه 20 روزه می باشد.
«موارد فوق صرفاً برای ناقص بودن اطلاعات خواهان است»
رمز 122 را برای نقص اطلاعات خوانده به ذهن بسپارید با این توصیف که:
مرحله بدوی:
اگر در مرحله بدوی مشخصات خوانده ناقص باشد یا بندهای مذکور در ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی رعایت نشده باشد یا به دادخواست و ضمائم آن تمبر الصاق نشده باشد مدیر دفتر ظرف 2 روز نواقص را به خواهان ابلاغ می کند «اخطار رفع نقص» و از تاریخ ابلاغ 10 روز به او مهلت می دهد که رفع نقص کند. اگر رفع نقص نکرد مدیر دفتر قرار رد دادخواست صادر می کند. خواهان حق دارد ظرف 10 روز بعد از تاریخ ابلاغ در همان دادگاه به این موضوع اعتراض کند «مستند به ماده 54 قانون آیین دادرسی مدنی»
مرحله تجدید نظر:
اگر در مرحله تجدید نظر مشخصات تجدید نظرخوانده و سایر موارد دادخواست ناقص باشد یا به دادخواست و برگه های آن اسناد و مدارکی که نیاز است پیوست نشده باشد یا مدرک مثبت سمت دادخواست دهنده ضمیمه نشده باشد، و ظرف مهلت 10 روز رفع نقص نکند دادخواست به موجب قرار دادگاه صادر کننده رأی بدوی رد می شود و این قرار ظرف 20 روز قابل تجدید نظر در دادگاه تجدید نظر است.«مستند به ماده 345 قانون آیین دادرسی مدنی»
مرحله فرجام:
اگر در دادخواست فرجامی مشخصات فرجام خوانده یا سایر شرایط دادخواست نباشد و فرجام خواه ظرف 10 روز رفع نقص نکند، به موجب قرار دادگاه صادر کننده رأی «بدوی یا تجدیدنظر» رد می شود و از تاریخ رد ظرف 20 روز قابل اعتراض در دیوان عالی کشور است.« مستند به ماده 383 قانون آیین دادرسی مدنی»
نکته- هم در مرحله بدوی و هم تجدید نظر و هم در فرجام خواهی، اخطار رفع نقص توسط مدیر دادگاه های مذکور صادر می گردد.
برای عزیزانی که قصد دارند در آزمون کارآموزی وکالت و یا قضاوت و... شرکت کنند و با حجم بالای مطالب شاید این نحوه مطالعه «تطبیقی» بهترین نوع مطالعه است ولیکن شاید دچار اشتباه شوند از این رو تکنیک آموزش این قسمت بدین شرح ارائه می گردد.
در خصوص رفع نقص از سوی دادگاه برای خوانده و... رمز 122 را به یاد داشته باشید.
1 مرحله بدوی است که نشان دهنده قابل اعتراض بودن در فرجه 10 روزه می باشد.
2 مرحله تجدید نظرخواهی است و نشان دهنده قابل اعتراض بودن در فرجه 20 روزه می باشد.
2- مرحله فرجام خواهی و نشان دهنده قابل اعتراض بودن در فرجه 20 روزه می باشد.
«موارد فوق صرفاً برای ناقص بودن اطلاعات خوانده است»
نکات کلی:
1- دیوان عالی کشور دادگاه به معنای خاص کلمه نیست.
2- رد دادرس شامل قضات دیوان عالی کشور نیست چون رسیدگی ماهیتی نمی کند.
3- مواد 96 و 98 و 101 قانون آیین دادرسی مهم است.
4- ایرادات ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی و ایراد رد دادرس و ایراد تأمین دعوای واهی و ایراد تأمین اتباع بیگانه و... را بایستی تا پایان جلسه اول مطرح کرد مگر آن ایراد متعاقباً حادث شود.
5- دعوای متقابل، دعوای جلب ثالث، افزایش خواسته یا تغییر نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست و... تا پایان اولین جلسه دادرسی است.
توقیف دادرسی:
هرگاه یکی از اصحاب دعوا
1- فوت
2- محجور
3- زوال سمت گردد،
رسیدگی به طور موقت متوقف می شود «توسط دادگاه» و مراتب را به طرف دیگر اعلام می دارد.
پس از
1- تعیین جانشین و
2- درخواست ذینفع
دادرسی ادامه می یابد مگر اینکه فوت یا حجر و یا زوال سمت یکی از اصحاب دعوا تأثیری در دادرسی نسبت به دیگران نداشته باشد در این صورت دادرسی نسبت به دیگران ادامه خواهد یافت.
نکته 1- توقیف، مسافرت ضروری، زندانی شدن، مأموریت دولتی یا نظامی موجب توقیف دادرسی نمی شود و دادگاه مهلت کافی برای تعیین وکیل به آنان می دهد.
نکته 2- خوانده در زمان تقدیم دادخواست زنده بوده و بعد فوت شده باشد دادرسی موقتاً متوقف می شود در مواردی که غیر قائم به شخص است مثل دعوای نسب «دادرسی متوقف می شود» ماده 105 قانون آیین دادرسی مدنی
نکته 3- در دعاوی قائم به شخص مثل طلاق، تمکین و... قرار سقوط دعوا صادر می شود «اعتبار امر مختومه دارد و دعوا زائل می شود»
نکته 4- در زمان تقدیم دادخواست خوانده در قید حیات نباشد قرار عدم استماع دعوا صادر می شود و همچنین در قمار و گروبندی چرا که قانوناً رسیدگی به ماهیت دعوا امکان پذیر نیست.
نکته 5- تأمین خواسته را می توان از کمیته امداد، بنیاد شهید و مستضعفان و... گرفت چون حقی است برای خواهان ولی هزینه دادرسی را از کمیته امداد، بنیاد شهید و مستضعفان و... نمی گیرند.
نکته 6- اموال دولت قابلیت توقیف را ندارد.
نکته 7- برای مددجویان کمیته امداد و بهزیستی و خانواده های شهدا و جانبازان، اگر دعوای حقوقی یا کیفری مطرح باشد می توانند نماینده حقوقی معرفی کنند.
در خصوص ایرادات:
1- ایرادات در ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی آمده است.
2- خواهان حق دارد اعتراض کند نسبت به محرز نبودن سمت خوانده در صورتی که وکالت یا قیمومیت و یا وصایت، سمت محرز نباشد مستند به ماده 85 قانون آیین دادرسی مدنی
3- در ایرادات اگر خواهان مطرح کند تذکر است برای دادگاه
4- در ایرادات اگر خوانده مطرح کند، اثر حقوقی دارد و دادگاه مکلف است رسیدگی کند.
5- خوانده تا پایان جلسه اول مطرح کند، دادگاه مکلف است به ایراد رسیدگی کند و بعد وارد رسیدگی ماهیتی به دادخواست شود «دادگاه می بایست قبل از ورود در ماهیت دعوا نسبت به ایرادات و اعتراضات وارده اتخاذ تصمیم کند»
6- خوانده پس از پایان جلسه اول مطرح کند «قبل از صدور رأی»، دادگاه مکلف نیست جدای از ماهیت دعوا به ایراد رسیدگی کند و رأی دهد.
7- ایرادات آمره اند مگر در 4 مورد که مخیره هستند بدین شرح:
الف- ایراد عدم صلاحیت نسبی
ب- ایراد تأمین دعوای واهی «ماده 109 قانون آیین دادرسی مدنی»
ج- ایراد تأمین اتباع بیگانه
د- ایراد امر مطروحه
ضمانت اجرای فقدان شرایط دادخواست:
1- ضمانت اجرای مواردی که دادخواست ثبت نمی شود
الف- فقدان امضاء
ب- عدم وجود زبان فارسی
ج- نسخ مخصوص دادخواست
عدم تعیین ضمانت اجرای این سه شرط نه به واسطه عدم اهمیت آنها بلکه به واسطه بداهت و ضرورت آنها بوده است «عدم وجود شرایط مذکور = عدم ثبت یا عدم پذیرش دادخواست»
2- بند 1 ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی، عدم ذکر نام و مشخصات خواهان «نام و نام خانوادگی و اقامتگاه» = با رد فوری دادخواست
3- عدم وجود شرایط بندهای 2 الی 6 ماده 51 قانون آیین دادرسی مدنی = با اخطار رفع نقص 10 روزه و رد دادخواست در صورت عدم رفع نقص در مدت مقرر
نکته 1- در صورت عدم ذکر شغل خوانده و همچنین سن، شغل و نام پدر خواهان، دادخواست رد نمی گردد و تنها در مورد خواهان و خوانده ذکر نام و نام خانوادگی و اقامتگاه حائز اهمیت است.
نکته 2- علیرغم اینکه بند 1 ماده 53 قانون آیین دادرسی مدنی در صورت عدم ذکر درخواست، صدور اخطار رفع نقص را پیش بینی نموده است، لیکن از آنجایی که ممکن است خواهان هیچ درخواستی جز اصل خواسته نداشته باشد، بنابراین عدم ذکر درخواست در دادخواست موجب اخطار رفع نقص نمی گردد و همچنین اگر خواهان در دادخواست شغل، سن، نام پدر خود را قید ننماید، اخطار رفع نقص و رد فوری صادر نمی شود.
نکته 3- در صورتی که خواهان نشانی خوانده را نداشته باشد، بنا به درخواست وی خوانده مجهول المکان اعلام و ابلاغ از طریق روزنامه های کثیر الانتشار به هزینه خواهان صورت می گیرد.
خواهان یک ماه از تاریخ ابلاغ اخطاریه دفتر فرصت پرداخت هزینه انتشار آگهی را دارد که در صورت عدم پرداخت، دفتر دادگاه دادخواست خواهان را رد می نماید «عدم پرداخت هزینه انتشار آگهی = با رد دادخواست».
نکته 4- پیوست های دادخواست می بایست در یک نسخه + تعداد خواندگان باشد. «یک نسخه در پرونده دادگاه می ماند»
نکته 5- پیوست های دادخواست حتماً باید برابر اصل «کپی برابر اصل» شود:
الف- وکلا «فقط نسبت به اوراق پرونده ای که وکیل می باشند و نه هر اوراقی»
ب- دفترخانه ها
ج- ادارات دولتی یا بخشداری محل
د- دفتر دادگاه
ابلاغ:
شرایط کلی ابلاغ:
الف- مأمور ابلاغ «نام و مشخصات خود روشن و خوانا باشد» و حداکثر ظرف 2 روز مکلف است اوراق را به خوانده تسلیم کند.
ب- تاریخ تماماً به حروف قید شود روز/ماه/سال
ج- کسی که ابلاغ را دریافت کرده.
د- سمت کسی که ابلاغ به او صورت گرفته
دستور ابلاغ با دادگاه است.
ابلاغ واقعی:
ابلاغ واقعی ابلاغی است که نسخه اخطاریه به دست شخص مخاطب داده شده و امضا مخاطب در نسخه دوم اخطاریه درج شده باشد.
ابلاغ قانونی:
ابلاغ قانونی ابلاغی است که نسخه ابلاغیه نه به شخص مخاطب بلکه حسب مورد به بستگان یا خادمان وی در نشانی تعیین شده در اخطاریه و یا از طریق الصاق یا از طریق انتشار آگهی «انتشار آگهی فقط برای اشخاص حقیقی متصور است ماده 220 قانون تجارت»، ابلاغ صورت گرفته باشد.
ابلاغ به ترتیب باید بر اساس مراحل ذیل باشد:
1- ابتدا ابلاغ باید در نشانی تعیین شده به شخص مخاطب داده شود مواد 68 و 69 قانون آیین دادرسی مدنی
2- اگر مخاطب در محل حضور نداشته باشد، در همان نشانی تعیین شده باید به یکی از بستگان یا خادمان «که سن و وضعیت ظاهری او برای دریافت اوراق کافی باشد» ابلاغ شود.
3- چنانچه در نشانی تعیین شده نه مخاطب و نه بستگان و خادمان او حضور نداشته باشند مأمور ابلاغ با احراز صحت نشانی نسخه ثانی دادخواست یا اخطاریه را در محل الصاق و این موضوع را در نسخه اول قید کند و به دادگاه اعاده نماید ماده 70 قانون آیین دادرسی مدنی
4- در صورتی که خواهان نشانی خوانده را اشتباه داده باشد این موضوع در نسخه اخطاریه قید و به دفتر دادگاه اعاده و اخطار رفع نقص برای خواهان ارسال می گردد که خواهان یا باید آدرس جدید بدهد یا تقاضای نشر آگهی کند
1- یک نوبت در روزنامه های کثیر الانتشار
2- به هزینه خواهان
3- تاریخ انتشار آگهی تا جلسه رسیدگی نباید کمتر از 1 ماه باشد.
نکته 1- چنانچه خواهان و یا خوانده مخاطب از گرفتن اوراق امتناع نماید و مأمو ابلاغ این موضوع را در نسخه دوم گواهی نماید، ابلاغ قانونی تلقی می گردد. «تاریخ امتناع خوانده از گرفتن اوراق و ندان رسید، تاریخ ابلاغ محسوب می شود»
نکته 2- زمانی امتناع خوانده از دریافت اوراق، ابلاغ محسوب می شود که در محل تعیین شده باشد و مأمور ابلاغ نمی تواند هر جا این موضوع را مد نظر قرار دهد.
نکته 3- در مورد اشخاص حقوقی «شرکت های تجاری» از آنجایی که آخرین اقامتگاه آن ها همواره در اداره ثبت شرکت ها مشخص می باشد، فلذا فرض ابلاغ از طریق انتشار آگهی متصور نمی باشد، البته استثناء در مورد شرکت هایی که به طور عملی به فعالیت می پردازند و مطابق قانون ثبت نشده اند از آنجا که بر اساس ماده 220 قانون تجارت، شرکت تضامنی محسوب می شوند اما هیچ مشخصاتی در ثبت شرکت ها ندارند، لذا فرض مجهول المکان بودن در آنها متصور است.
نکته 4- در صورتی که ابلاغ بایستی به کارکنان دستگاه های دولتی صورت گیرد، اوراق اخطاریه به کارگزینی قسمت مربوطه یا نزد رئیس کارمند مربوطه ارسال تا ظرف 10 روز ابلاغ و نسخه دوم را اعاده نماید. «این ابلاغ واقعی محسوب می شود مستند به تبصره 1 ماده 68 قانون آیین دادرسی مدنی»
1- در مواردی که خوانده از کارکنان دولت است
الف- کارگزینی مربوطه
ب- رئیس کارمند
2- در مواردی که خوانده ادارات دولتی هستند، اخطاریه باید به ادارات دولتی یا سازمان های وابسته به دولت صورت گیرد، ابلاغ باید بدواً به رئیس دفتر مرجع مخاطب یا قائم مقام او «قائم مقام رئیس دفتر» ابلاغ واقعی است.
در مواردی که خوانده «شعبه اداره دولتی» باشد به مسئول دفتر شعبه مربوطه یا قائم مقام او «ابلاغ واقعی است».
3- در دعاوی اشخاص حقوق خصوصی مستند به ماده 76 قانون آیین دادرسی مدنی
بدواً به مدیر یا قائم مقام او یا دارنده حق امضاء در صورت عدم امکان به مسئول یا رئیس دفتر «مسئول دفتر» در شرکت های خصوصی «ابلاغ واقعی است.»
نکته- ابلاغ به رئیس دفتر اداره «ادارات دولتی» یا به مدیر مسئول دفتر یا قائم مقام یا دارنده حق امضاء «شرکت های تجاری» ابلاغ واقعی محسوب می شود.
در مواردی که ابلاغ صحیح نیست:
1- ابلاغ از طریق اشخاصی که قانوناً مجاز به ابلاغ نمی باشند.
2- ابلاغ در غیر محل های تعیین شده در اخطاریه صورت گیرد.
3- و یا سایر مقررات مروط به ابلاغ رعایت نشود، ابلاغ صحیح نبوده و دادگاه به آن ترتیب اثر نمی دهد.
نکته 1- ابلاغ در دفتر دادگاه ابلاغ صحیح و واقعی تلقی می گردد ولیکن الزام ندارد حتماً ابلاغ را بگیرد.
نکته 2- در صورتی که پرونده حقوقی دارای وکیل باشد کلیه ابلاغ ها حین رسیدگی به وکیل، ابلاغ می گردد مگر مواردی که بر اساس ماده 95 قانون آیین دادرسی مدنی دادگاه حضور شخص خواهان یا خوانده را ضروری بداند که اخطاریه هم به وکیل و هم به موکل ابلاغ می گردد.
نکته 3- در خصوص ابلاغ رأی نیز، ابلاغ در صورتی به وکیل صورت می گیرد که حق اقدام در مرحله بالاتر را داشته باشد.
جلسه اول دادرسی:
1- فراهم بودن موجبات رسیدگی:
الف- آماده بودن دستگاه قضایی «از جمله فراهم بودن محل رسیدگی و حضور قاضی»
ب- ابلاغ صحیح به اصحاب دعوا با حضور آنها
ج- فاصله بین ابلاغ و جلسه رسیدگی
2- اعطای فرصت کافی و امکان دفاع به خوانده
نکته 1- چنانچه جلسه دادگاه تشکیل و خواهان اظهارات خود را مطرح نماید اما پیش از آنکه فرصت دفاع به خوانده داده شود زلزله شود یا با تماس تلفنی تصادف فرزند قاضی به وی اطلاع داده شود و قاضی جلسه را ترک کند، از آنجایی که خوانده فرصت دفاع نداشته است جلسه مذکور جلسه اول محسوب نمی شود.
نکته 2- در دعاوی حقوقی باید بین ابلاغ و تاریخ جلسه 5 روز فاصله و در دعاوی کیفری 7 روز و نزد بازپرس 5 روز و در مواردی که ابلاغ از طریق انتشار آگهی صورت می گیرد 1 ماه و در مواردی که مخاطب در خارج از کشور باشد 2 ماه فاصله باید وجود داشته باشد.
اصطلاح تا جلسه اول دادرسی و تا پایان جلسه اول دادرسی
2 اصطلاح تا جلسه اول دادرسی و تا پایان جلسه اول دادرسی را نباید با یکدیگر مترادف دانست بدین توصیف:
1- 3 اقدام که تا جلسه اول دادرسی صورت می گیرد.
الف- اعتراض به بهای خواسته توسط خوانده
ب- استرداد دادخواست توسط خواهان بند الف ماده 107 قانون آیین دادرسی مدنی
ج- تعرض به اصالت سند «تردید، انکار و جعل» حتی الامکان
2- 4 اقئامی که تا پایان جلسه اول دادرسی صورت می گیرد.
الف- دعوای تقابل
ب- جلب ثالث
ج- افزایش خواسته یا تغییر در نحوه دعوا یا خواسته یا درخواست
د- ایرادات ماده 84 قانون آیین دادرسی مدنی، تأمین دعوای واهی، تأمین دعوای اتباع بیگانه
نکته- در خصوص جلسه اول دادگاه ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی حائز اهمیت فراوان است چرا که خواهان یا خوانده باید اصل مدارکی که به آن استناد نموده اند در جلسه اول دادگاه حاضر نمایند در غیر این صورت بر اساس یکی از 4 حالت ذیل عمل می شود
خواهان و خوانده می توانند نسبت به :
سند رسمی، ادعای جعل
سند عادی، ادعای انکار، تردید و جعل کنند.
انکار و تردید
انکار و تردید ماده 216 قانون آیین دادرسی مدنی است:
سند یا نوشته منتسب به خود را انکار کند.... انکار
سند یا نوشته مربوط به دیگری باشد..... تردید
1- چنانچه خواهان سند عادی ارائه و اصل آن را در جلسه دادگاه حاضر ننماید و خوانده نسبت به آن سند اظهار انکار یا تردید نماید، چنانچه دادخواست خواهان مستند به ادله دیگر نباشد، قرار ابطال دادخواست صادر می شود مستند به ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی
2- چنانچه مستند خواهان سند عادی یا رسمی بوده و نسبت به آن ادعای جعل شود به خواهان 10 روز جهت ارائه اصل سند به دفتر دادگاه مهلت داده می شود و در صورت عدم ارائه اصل آن در مهلت مقرر از عداد دلائل او خارج و چنانچه دادخواست وی مستند به ادله دیگری نباشد، قرار ابطال دادخواست صادر می شود «جمع ماده 96 و 220 قانون آیین دادرسی مدنی»
3- چنانچه خوانده سند عادی ارائه و اصل آن را حاضر ننماید در صورت انکار یا تردید خواهان سند مذکور از عداد دلائل او خارج می گردد.
خواهان: اگر ظرف 10 روز اصل سند را به دفتر دادگاه تسلیم کرد.... مدیر دفتر پس از دریافت سند آن را به نظر قاضی دادگاه رسانده و دادگاه فوری آن را مهر و موم می کند.
البته وکیل یا نماینده حق استمهال دارد چنانچه دسترسی به اصل سند نداشته باشد.
4- اگر مستند خوانده سند عادی یا رسمی بوده و خواهان نسبت به آن ادعای جعل نماید، به خوانده 10 روز جهت ارائه اصل سند مهلت داده می شود که در صورت عدم ارائه، از عداد دلائل او خارج می شود «ماده 220 قانون آیین دادرسی مدنی»
ولی اگر خواهان بود از عداد دلائل او خارج و اگر دعوا مستند به ادله دیگری نبود، دادخواست او ابطال می گردد.
سند عادی ماده 96 قانون آیین دادرسی مدنی
سند رسمی ماده 220 قانون آیین دادرسی مدنی
نکته- در صورت اظهار انکار و تردید، اثبات اصالت با ارائه دهنده سند می باشد اما در صورت ادعای جعل، اثبات جعل با مدعی جعلیت یعنی کسی که سند علیه او ارائه شده می باشد.
ماده 220 قانون آیین دادرسی مدنی:
ادعای جعلیت و دلائل آن به دستور دادگاه به طرف مقابل ابلاغ می شود
حال
1- یا سند را مسترد می دارد، با اجازه دادگاه مستند به ماده 222 قانون آیین دادرسی مدنی
2- یا ظرف 10 روز مکلف است اصل سند را به دفتر تسلیم نماید، مدیر دفتر پس از دریافت سند آن را به نظر قاضی می رساند و دادگاه فوری آن را مهر و موم می کند.
ماده 95 قانون آیین دادرسی مدنی:
نیاز دادگاه از اخذ توضیح از خواهان:
عدم حضور هر یک از اصحاب دعوا یا وکیل آنان در جلسه دادرسی مانع از رسیدگی و اتخاذ تصمیم نیست، چنانچه دادگاه نیاز به اخذ توضیح از شخص خواهان را داشته باشد ضمن اخطاریه، خواهان را به جلسه دادرسی دعوت خواهد کرد، اگر خواهان در جلسه حاضر نشود و دادگاه نتواند حتی با اخذ توضیح از خوانده در ماهیت دعوا رسیدگی کند، قرار ابطال دادخواست صادر می شود.
اگر خوانده علیرغم ابلاغ به حضور شخصی در دادگاه حاضر نشود، ضمانت اجرایی ندارد و دادگاه رسیدگی را ادامه و شاید با توجه به عدم دفاع از ناحیه وی در دعوا محکوم شود.
ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی:
این ماده مهم است و افزایش خواسته و تغییر نحوه دعوا «خواسته، درخواست» مشروط به 3 شرط است:
1- با دعوای طرح شده مربوط بوده و
2- منشأ واحدی داشته باشد و
3- تا پایان جلسه اول اعلام کرده باشد
ولی کاهش دعوا در تمام مراحل دادرسی میسر است.
اگر در سئوال گفته شد مطابق قانون تنها ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی ارتباط کامل و منشأ واحد
اگر در سئوال گفته شد تغییر نحوه دعوا در چه حالتی و تا چه زمانی ممکن است..؟
ارتباط کامل یا منشأ واحد و تا پایان جلسه اول دادرسی
علیرغم ظاهر ماده 98 قانون آیین دادرسی مدنی لیکن با وحدت ملاک از مواد 17 و 141 قانون آیین دادرسی مدنی باید این گزینه را قبول کرد مگر گفته شود مطابق قانون که ارتباط کامل و منشأ واحد، تا پایان جلسه اول
صدور رأی:
حکم در ماده 299 قانون آیین دادرسی مدنی آمده است بدین شرح که اگر رأی دادگاه راجع به ماهیت دعوا و قاطع آن به صورت کلی یا جزئی باشد حکم و گرنه قرار است.
حکم:
1- از دادگاه صادر شده باشد.
2- در امور ترافعی صادر شده باش، به امور حسبی حکم نمی گوییم رأی می گوییم.
3- راجع به ماهبت دعوا باسد.
4- قاطع دعوا باشد، به صورت کلی یا جزئی
قاطع را با قطعی نباید خلط نمود چرا که قطعی بودن به رأّی غیر قابل تجدید نظر گویند ولی در قاطع تکلیف پرونده روشن است و از شعبه خارج می شود.
رأی دادگاه ظرف 5 روز از تاریخ صدور پاکنویس شده و به امضاء دادرس صادر کننده می رسد.
رأی دادگاه در صورتی قرار است که راجع به ماهیت دعوا یا قاطع دعوا نباشد.
قسمت های یک رأی:
مقدمه: شامل مشخصات طرفین، موضوع دعوا، خلاصه ای از اختلاف و ادعاها «ادله و استدلال های طرفین»
اساب موجهه: شامل موردی است که دادگاه دلائل یکی از طرفین را مستند به مواد قانونی ترجیح می دهد.
منطوق «نتیجه»: قسمتی از رأی است که در آن دعوا فصل گردیده و دادگاه نظریه نهایی خود را در خصوص ذیحقی یا عدم حق یکی از طرفین بیان می دارد.
انشاء لفظی------ دستنویس «امضاء»---- ظرف 5 روز---- پاکنویس «تایپ، دادنامه» و مجدداً امضاء
نکته- رأی دادگاه ابتدا به صورت لفظی انشاء و سپس دستنویس در صورت جلسه می شود که بایستی به امضاء قاضی برسد و سپس دست نوشته مذکور باید پاکنویس «تایپ» یا دادنامه ظرف 5 روز از تاریخ دستنویس گردد.
دادنامه نیز باید مجدداً توسط قاضی امضاء شود.
حال ممکن است در فاصله بین ختم رسیدگی یا دستنویس دادنامه و تایپ دادنامه، قاضی تغییر نماید در این صورت امضاء رأی با چه شخصی می باشد؟
در این موضوع 4 حالت متصور است:
1- اگر دادرس در زمان تغییر پرونده هایی را رسیدگی نموده که آماده صدور رأی باشند باید رأی آنها را خودش صادر و امضاء نماید.
2- دادرس در زمان تغییر دستنویس رأی را امضاء نموده که در این صورت پس از تغییر، دادنامه را نیز باید امضاء نماید. «رأی باید پاکنویس شده و به امضاء صادر کننده برسد»
3- دادرس قبل از آماده شدن پرونده برای صدور رأی «قبل از ختم دادرسی، قبل از معد بودن پرونده برای صدور رأی» تغییر یابد، در این مورد دادرس جدید به رسیدگی ادامه داده و نیازی به سرگیری و دعوت طرفین از ابتدا نیست «پرونده در هر مرحله ای باشد» به پرونده ادامه می دهد.
4- دادرس پس از آماده شدن پرونده برای صدور رأی «پس از اعلام ختم رسیدگی» از کار بر کنار شود، یا تعلیق شود یا فوت شود یا وضعیتی پیش آید که نتواند رأی آن پرونده را صادر نماید، که در این صورت دادرس بعدی نمی تواند به صرف صورت جلسات قبلی رأی صادر کند بلکه باید مجدداً اصحاب دعوا را دعوت و پس از استماع اظهارات آن ها اقدام به صدور رأی کند تا قاعده وحدت قاضی رسیدگی کننده و صادر کننده رأی رعایت شود.
در یک تقسیم بندی احکام تقسیم می شوند به
1- تأسیسی «احکامی که به موجب آنها وضعیت جدیدی ایجاد می شود مانند حکم ورشکستگی»
2- اعلامی، امضائی «صرفاً وضعیتی را که از قبل وجود داشته احراز و اعلام می نمایند همچون محجور بودن شخص، احکامی مبتنی بر طلبکاری و...»
یا
1- قطعی «یا اصلاً قابل تجدید نظر نیست یا قابل تجدید نظر بوده و تجدید نظر هم شده»
2- غیر قطعی «قابلیت اعتراض، تجدید نظر را دارد»
یا
1- نهایی «قابل فرجام نیست»
2- غیر نهایی «قابل فرجام هستند»
یا
1- حضوری «خوانده در جلسه حضور دارد یا...»
2- غیر حضوری «خوانده در جلسه حضور نداشته و...»
روابط عمومی گروه وکلای رسمی